تبليغاتX
پسر ایده آل
سلام...اميدواريم لحظات خوبي رو با ما سپري كنيد...اگه مايل به تبادل لينك هستيد در قسمت نظرات مديران وبلاگ رو در جريان بزاريد...با تشكر از انتخاب شما

javascriptcodes

آخه من نمیدونم آدم باید چند سال دور کره ی زمین رو بگرده تا یه پسر خوب پیدا کنه!
اسباب کشی کردیما!

هر کی طلبس بیاد......!

این آدرسشه:

 http://www.bodo2kal.blogfa.com

امضا :   النا و الیتاتا

+ نوشته شده در دوازدهم تیر 1387ساعت 14:28 توسط الی تاتا |

 

بالاخره صبرها به پایان رسیـــد و بــــــه زودی برمی گردیم...

از اونجایی که فیتیله کنکوره ما آخر هفته تموم میشه تصمیم داریم

دوباره و با مطالبه تروتازه به جمع بلاگفایی ها بیاییم........!

 

+ نوشته شده در ششم تیر 1387ساعت 12:45 توسط الی تاتا |

 

سلام........

بی مقدمه میرم سر اصل مطلب....چون تا کنکور زمان زیادی نمونده

من دیگه آپ نمی کنم....شاید گاهی اوقات الی تاتا آپ کنه..........

ایشالا بعد از قبولیمون تو کنکور دوباره میایمو روند وبمون رو با یه ورژن

جدیدو بهتر ادامه میدیم......

اگه دوست داشتید راجع به موضوع و مطالبمون و اینکه در آینده این

موضوع رو ادامه بدیم یا نه٫نظر بدید.........

.................................موفق باشید...................................

 

+ نوشته شده در بیست و سوم بهمن 1386ساعت 9:19 توسط elena |

 

تا حالا مي دونستيد معنی كلمه ي پسر چيه و چرا به اون

دسته از آدمای مذکر پسر می گن؟؟!!!!!

الان بهتون مي گم...........اگه به تك تك حروف كلمه ي پسر

دقت كنيد٫به اصل و باطن پسرا پي مي بريد!!!!!!

منظور از حرف پ در اول كلمه ي پسر٫پوست اندازيه!چون پسرا

بنا به موقعيتشون تغيير ماهيت ميدن! منظور از س٫سيب زميني

پشنديه و منظور از ر٫روان پاكه! فکر کنم این دو مورد آخر نیاز به

توضیح نداشته باشن!

+ نوشته شده در سیزدهم بهمن 1386ساعت 11:7 توسط elena |

تا حالا فكر كردين چرا پسرا از لوازم آرايش استفاده نمي كنن؟!

خب معلومه چون يه ضرب المثل اسپانيايي هست كه ميگه:

شستن خر حروم كردن صابونه...!

 

 

مي دونيد چرا خدا شيطون رو از دستگاهش بيرون كرد؟!!

چون وقتي مرد رو آفريد ديگه شيطون از چشمش افتاد....!

 

+ نوشته شده در پنجم بهمن 1386ساعت 18:59 توسط elena |

   بازگشت همه به سوی اوست  

 

چه میهمانان بی دردسری هستند مردگان!!!نه به دستی

ظرفی را چرک می کنند و نه به حرفی  دلی را آلوده ...

تنها به شمعی قانعند و اندکی سکوت !! به یاد آنان که

دوستشان داشتیم ....

 

ـ با نهایت تاسف و تاثر درگذشت یکی از دوستای

عزیزمون رو تسلیت میگیم و برای خونوادش آرزوی

بهترین تقدیرها رو داریم...

 

لینک این عزیز از دست رفترو براتون میزاریم تا وبش رو با

حضورتون گرم نگه دارید...روحش شاد باد...

http://sina2003m2000.blogfa.com

                                              

                                                      ............. (النا و الی تاتا) ........... 

 

 

+ نوشته شده در پانزدهم دی 1386ساعت 18:47 توسط elena |

*کریسمس مبارک* 

 

اگه بابانوئلی در کار بود٫من اینارو ازش می خواستم٫شما چی؟

-بابا نوئل٫به میل تمام پسرا ویروس بفرست تا سیستمشون هنگ کنه...

-بابانوئل٫سیم کارت همه ی پسرارو بسوزون تا تو کف اس ام اس بازی

کریسمس بمونن...

-بابانوئل٫هر وقت سرت خلوت شد یه سری به وب ما بزن...

 

+ نوشته شده در دهم دی 1386ساعت 11:39 توسط elena |

 

*** نام و نام خانوادگی : کاظم ترک زاده تبریزی          

موضوع انشاء : فوايد کامپيوتر را توصيف کنيد !

کامپيوتر چيز بسيار خوبی ميباشد و  برای ما خيلی لازم داريم . پدرم به من قول داده که که برای هر نمره بالای ۱۲ در کارنامه ام يک تکه از آن را برای من بخرد ! فعلا پدرم يک موس خريده و قول داده ماه به ماه سيستم را آپديت کند !
پدرم در کامپيوتر خيلی ميفهمد و حتی توانسته يک بار به اينترنت وارد کند ! مادرم در برخورد با کامپيوتر خيلی شاس ميباشد و روزی دوبار موس من را با جارو و بيل ميزند ! حتی تازگيها در خانه تله موش هم کار گذاشته است به همين علت انگشت شست هردو پای پدرم قطع شده مي باشد !
پدرم شب ها به کافی شاپ ميرود و داخل ميکند و چت ميکند‌ ! مادرم و پدرم هميشه در حال چک و لقد ميباشند و مادرم به پدرم ميگويد تو مگه خودت خواهر و مادر نداری که ميری با دخترای خارجکی چت ميکنی ! من هم در اين مواقع حرف نميزنم چون ميدانم مادرم به من ميگويد : کپو اوغلو ! اوشاخ پيس ! بيشين مشقاتو بينويس ! 
پدر من تازگيها در اورکات ميباشد و من ميدانم که اورکات خيلی بی ناموس ميباشد و شنيده ام که خيلی دختر دارد و خيلی بد حجاب ميباشند ! 
پدرم چند روری است که موس من را قايم کرده و ميگويد مزاحم درس خواندن من ميباشد‌ ! خواهرم خيلی وقت است شوهرش را کرده است و الان هم خيلی بچه دارند ! من گاهی وقت ها به خانه آنها ميروم و از آنجا کانتکت ميکنم و با يک آيدی دخترانه با پدرم چت ميکنم و لاو ميترکانم ! 
پدرم خيلی دروغ ميگويد و در کامپيوتر ميگويد بچه جردن بوده است و يک روز صبح بلند شده است و ديده در جوب دروازه دولاب است او ميگويد آب زده ما رو آورده پايين ! 

کامپيوتر بسيار مفيد ميباشد و من آن را خيلی دوست دارم و اين بود انشای من ... !

+ نوشته شده در چهارم دی 1386ساعت 13:43 توسط elena |

سلاملیکم.........

امیدوارم یلدای خوبی رو پشت سر گذاشته باشید......حالا

می خوام یه این مناسبت یه خاطره از خودم ول بدم.....یک

روز در خانه نشسته بودیم داشتیم تخمنه می خوردیم که

یک هو تلفنم زنگ زد.....تلفنو برداشتم گفتم کیسته؟؟؟........

گفت یه پسر هسته......گفتم چه کار داری؟......گفت یه مدتی

هسته که شما برای ما پسرا آبرو نزاشتید....خلاصه گفت یه

فکری به حال ما پسرای بیچاره بکن....منم گفتم چشم.......یه

طیاره دربست کردیم و خلاصه اومدیم پیش شما ببینیم شما

چه طور هستید؟  خوب هستید؟ 

در سلامتی کامل به سر می برید؟؟  هوووووووووووووووع........

 

+ نوشته شده در یکم دی 1386ساعت 18:58 توسط elena |

می دونید بزرگترین آرزوی پسرا چیه؟؟؟!!!!

یه کم فکر کنید.....

خب الان خودم بهتون میگم:

بزرگترین آرزوی پسرا اینه که جلوی یه دختر روی دیوار...

 

مثل اینکه این آقا پسر در صدد براورده کردن آرزوش بوده!!!!!!

+ نوشته شده در بیست و هشتم آذر 1386ساعت 10:40 توسط elena |

درموندگی تا چه حد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در بیست و ششم آذر 1386ساعت 12:19 توسط elena |

حسرت دختر بودن چه کارا که نمی کنه!!!!!!!!!

بنازم به جادوی عشق.......

+ نوشته شده در بیست و سوم آذر 1386ساعت 14:28 توسط elena |

 

برای تهيهء اين عنصر بايد مقدار زيادی اسيد دروغگويی را با

سولفات مکاری و اکسيد حقه بازی مخلوط و مقدار بسيار

زيادی کلريد غرور بی جا و نيترات وقاحت و شرارت را به اين

ترکيب اضافه نمود.....

و در آخر کافيست کمی بي کربنات هيزی و کلرات اعتماد به

نفس کاذب را ترکيب کنید!

توجه: اين عنصر به صورت ول در محيط يافت خواهد شد....

 

+ نوشته شده در بیستم آذر 1386ساعت 9:6 توسط elena |

پسر در حمام.......(طبق گزارشي كه از طرف يك پسر به دست

ما رسيده)

ساعت ۴ بعد از ظهر

ـ همون طورکه روتخت نشسته ، لباساشو میکنه و هر کدوم

رو پرت میکنه یه گوشه اتاق.

ـ نیم وجب حوله رو میگیره دور باسنش و میره به سمت
حموم.

- می ایسته جلو آیینه، شکمش را تو میده ، بازو میگیره ، فیگور

چپ، فیگور راست ، نیم ساعت قربون صدقه خودش میره، ( این

قد و بالا رو ببین چه کرده لای لای لای ) مامان جونش هم از تو

آشپزخونه (از ترس اعتیاد) تایید میکنه!

ـ زیر بغلش رو بو میکنه و رنگ چهره اش بر میگرده. ( سبز ،

آبی ، بنفش،.........)

ـ در کمد شامپو ها رو باز نمیکنه چون میدونه توش چیزی پیدا

نمیشه.

ـ با قالب صابون سبزش زیر بغلهاشو کف مالی میکنه.(یه عالمه

مو میچسبه به صابون )

ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو میشوره.

ـ نرم کننده مو ؟؟؟؟؟؟؟؟ برو بابا !!!!!!!

از زیر دوش میاد بیرون و یکهو می بینه یادش رفته بوده در حموم

رو ببنده . و همه فرش خونه و کف خونه خیس شده . ( بیخیال

مامان خشکش میکنه )

ـ حوله فسقلیش رو می پیچه دور باسنش و همون طورخیس

خیس میره تو اتاقش .

ـ حوله خیس رو پرت میکنه رو تخت و ۲ دقیقه ای لباس میپوشه

ـ ساعت ۴:۰۴ بعد از ظهر

+ نوشته شده در هجدهم آذر 1386ساعت 13:16 توسط elena |

............آقایون محترم لطفا در قسمت نظرات از استفاده کردن از الفاظ

رکیک خودداری کنید...در غیر این صورت نظر شما حذف خواهد شد.....!

+ نوشته شده در هجدهم آذر 1386ساعت 13:9 توسط elena |

پسرا به روايته دست تو دماغ....!!!!!!!!!!! 

 

+ نوشته شده در هجدهم آذر 1386ساعت 9:54 توسط الی تاتا |

این بنده خدا داشته نارگیل میکنده یهو از اون بالا افتاده....!

 

hihihi

+ نوشته شده در هجدهم آذر 1386ساعت 9:15 توسط الی تاتا |

 

پسرا بهترین٫زیباترین٫رویایی ترین٫توصیف نشدنی ترین و به یاد

موندنی ترین لحظات زندگیشون رو تو توالت (همون دست به

آب خودمون) تجربه می کنن .... جالب اینجاس که این مکان به

قدری تو زندگیشون نقش مهمی رو ایفا می کنه که اگه برای

یک لحظه بخوان در مورد چیزی فکر کنن (که به ندرت اتفاق

میفته ) حتما به توالت مراجعه می کنن!!!!!!

 آقا پسرا لحظات خوشی رو تو توالت براتون آرزو می کنیم!

 

                         

+ نوشته شده در شانزدهم آذر 1386ساعت 19:45 توسط elena |

کم آوردن گریه نداره...

+ نوشته شده در چهاردهم آذر 1386ساعت 9:34 توسط elena |

هر گونه کپی برداری از مطالب این وب فقط با ذکر منبع مجاز

می باشد!!!!!!!!!

دزدی خیلی بده ! چه از دیوار بری بالا و چه از وبلاگ! 

 

                                               (مدیران وبلاگ)

+ نوشته شده در دوازدهم آذر 1386ساعت 11:2 توسط elena |

اين جوجه هارو .............. راه لونشونو گم كردن!!!

 

جیک جیک؟؟<--------------> آره موافقم جیک جیک!

+ نوشته شده در دوازدهم آذر 1386ساعت 10:51 توسط elena |

پسران در 6 ماه اول دوستی

۱- نمیدونم چرا تورو یک جور دیگه دوست دارم هیچوقت چنین احساسی نداشتم. (حالا اولشه)

۲- من رو راست و صادقم. (آره چیزایی رو که دلت میخواد میگی با 100% سانسور)

۳- من بخاطر سکس با تو دوست نشدم(.بعدا معلوم میشه !)

۴- تو همونی هستی که من دنبالش میگشتم( البته بعد از ...)

۵- بدون تو میمیرم. (منم نباشم بلاخره میمیری)

۶- من با بقیه فرق دارم. (تو هم هیچ مالی نیستی)

۷- من فقط با تو چت میکنم.(البته اگه بقیه چراغ ها خاموش باشن)

۸- تو تمام زندگی منی.(جدی نمی گیرم راحت باش)

۹- تو معنی عشق رو به من فهموندی(.عشق یه چیزی مثل کشک و دوغ...)

۱۰- هیچوقت بهم نگو خداحافظ(.تو فکره گفتنش هستم)



پسران در 6 ماه دوم دوستی

۱- دوست داشتن تنها که کافی نیست.(راست میگه تو دوستی باید پول و این جور چیزا هم باشه تا پسره خوشش بیاد)

۲- من که نمیتونم همه چیزو بهت بگم توقع زیادی داری(.فوزول باشی)

۳- من دیگه نمیتونم تحمل کنم باید بفهمم با تو تفاهم سکسی دارم یا نه (.البته از اولم می خواستی اما روت نمیشد بگی)

۴- شما دخترا همتون یک مدلین.(دلتم بخواد)

۵- فکر میکنم زیادی احساسی برخورد کردم( آره منم چقدر باور کردم)

۶- منم یک مردم مثل بقیه مردا.( بلا نصبت نا مردا)

۷- چت تبادل نظره تو بدبین شدی مگه اشکالی داره(؟نه بابا فرض می کنیم داری تو امیری زاغ میزنی)

۸- تمام زندگی که در تو خلاصه نمیشه تو فقط بخشی از زندگی منی(.راست میگه چیزای مهم تر از تو هم هست مثلا...)

۹- آدم به خیلی چیزا میتونه عشق بورزه .(آره گربه چشم و روشم بیشتره)

۱۰- دوران خوبی رو باهات داشتم فراموشت نمی کنم خوشبخت بشی خدا حافظ.(برو به درک متوسل شو)

+ نوشته شده در نهم آذر 1386ساعت 10:35 توسط الی تاتا |

 

اتــــــل مـتــــل تــوتــولـــه                 پســـــر حاجی کـوتوله

نه سیکل داره نه دیـپــلـم                 هـــــی مـــیزنه تـوهــم

موهاش جینگیلی مستون               ابروشو بردن هندستـون

بــهـش بـگــــــــیم آباجی؟               نــــاز بـشه بچه حاجی!

چـشــم چـشــم دریــــده                انگـــار دخمل ندیده .....

رو رو فـــــــــــــــــــــراوون                ســنگه پا کـــرده داغون

ایـــــــن جـــوریا نـــبــــوده                پـــســر حاجــی کوتوله

گــشـته با دوســـت ناباب               حـالا یـــه کم سوسوله

ایـــــــن پــســـر بــیــچاره                 کـــــه کـــار و بار نداره

بــــه جـــای فــکــــر چاره                حالا رو دوشش گیتاره

در حال حاضر پسر حاجی رفته کلاس گیتار وقتی برگشت باقیشو براتون میگم ....!

+ نوشته شده در نهم آذر 1386ساعت 9:57 توسط الی تاتا |

                       

لازم نیست برای نشون دادن مختون٫خودتونو به آبو آتیش بزنید!

+ نوشته شده در نهم آذر 1386ساعت 9:55 توسط الی تاتا |

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












دریافت کد فالنامه
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">